تبلیغات
☆❤✿ شهر دوستی ☆❤✿
[]

تاریخ : پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 | 10:48 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی

دلم گرفته دوباره هوای تو رو داره

چشمای خیسم واسه ی دیدنت بی قراره

این راه دورم خبر از دل من که نداره


آروم ندارم یه نشونه می خوام واسه قلبم

جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم

این دل تنهام دوباره هوای تو رو داره





طبقه بندی: شعـــــر، 

تاریخ : شنبه 6 اردیبهشت 1393 | 11:31 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | یه اسپک بزن!




"حمید مصدق"

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من كرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم

و من اندیشه كنان غرق در این پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت

 

" جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق":

 

من به تو خندیدم

چون كه می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...

و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تكرار كنان

می دهد آزارم

و من اندیشه كنان غرق در این پندارم

كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

 



تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1392 | 05:06 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | نظرات

* امروز کسی خونمون نبود جاتوووووون خالی کلی شبکه سه دیدم...

* آقا با این وضعیتی که داریم پیش می‌ریم حس میکنم همین روزاس که خدارو شکر کنم تو ایران به دنیا اومدم نه تو اروپا!

* خبرها حاکی از ارسال پارازیت بر روی شبکه ۳ هستش

* بابام گفته دیگه اجازه ندارى از ۱۰ شب به بعد برنامه هاى صدا و سیما رو ببینى

* مامورا ریختن محل ما دارن تلوزیون هارو جمع میکنن

* وعده‌ی ما‌: امشب بازی والیبال ایران - ایتالیا با حضور ِ لیدی گاگا 
روابط عمومی شبکه ۳

* من فک می‌کنم منطقی و اصولیش اینه که همه مون مث نهنگا بزنیم به ساحل , اکیپی در یک حرکت نمادین تا " تو اوجیم " با دنیا خدافظی کنیم...

* بچه‌ها کسی فرکانس شبکه ۳ رو نداره

* تا مسابقه ورزشی شروع میشه بابام کانال رو عوض می‌کنه.. می‌گه این برنامه ها بد آموزی داره برا بچه...




طبقه بندی: متن طنز، 

تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392 | 09:39 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی
طنز انواع شهروند در حال غرق شدن

شهروند سودجو: از آب جمع شده در کشتی ماهی می گیرد.

- شهروند خیلی معمولی: داخل کابینی که پر از آب شده روی کاناپه دراز کشیده و سریال تلویزیونی می بیند.

- شهروند معمولی: برای گرفتن جلیقه نجات به انتهای صف می رود و از آخرین نفری که توی صف ایستاده می پرسد: «ببخشید آخرین نفر کیه؟»

- شهروند دهه پنجاه:
 با کسانی که می خواهند خودشان را توی صف جا بزنند، بحث می کنند و با نشان دادن انتهای صف، فردِ خاطی را به رعایت حقوق بشر تشویق می کنند.

- شهروند دهه شصت: با پیرمردی که پشت سرش ایستاده در مورد شکاف نسل ها و تفاوت میزان و محل سوختگی بحث می کند.

- شهروند دهه هفتاد: مادرش توی صف ایستاده، خودش هنوز توی رختخواب است و بیدار نشده.

- شهروند عَزب:
 به دنبال کِیس مناسبی برای نجات دادن می گردد.

- شهروند مُعذب: قبل از پریدن به داخل آب، لباس هایش را در می آورد و مایو می پوشد.

- شهروند مودب:
 مایو نمی پوشد.

- شهروند مدیر:
 کت و شلوار خود را اتو می کند تا بعد از نجات پیدا کردن، بتواند با ظاهری آراسته جلوی دوربین های تلویزیونی ظاهر شود.

- شهروند مسئولیت پذیر: برای حلِ مشکل با آتش نشانی تماس می گیرد.

- شهروند خبرنگار: با یکی از ملوانان کشتی به عنوان «جوان موفق» مصاحبه ای انجام می دهد.

- شهروند ملوان: 
به خبرنگار می گوید که از کودکی عاشق ملوان زبل بوده و این کار را به صورت حرفه ای از قایق پدالی هایِ قو شکل، شروع کرده است.

- یک مقام مسئول: وعده می دهد در عرض دو ماه سوراخِ کشتی را تعمیر کند.

- دومین مقام مسئول: قایق های نجات را تفکیک جنسیتی می کند.

- مسئول مربوطه: سوراخ شدن کشتی را تکذیب می کند.

- مسئول عملگرا: سعی می کند آب جمع شده در کشتی را با قاشق چایخوری خالی کند.

- شهروند روسی: یک تماس مشکوک می گیرد. نیم ساعت بعد یک زیردریایی برای نجاتش به روی آب می آید و فقط شهروند روسی را با خود می برد.

- شهروند کویتی: نوبت نفر اولِ صفِ جلیقه نجات را به قیمت یک دینار می خرد.

- شهروند آمریکایی: به خاطر انتخاب مجدد اوباما و ناامیدی از بهبود شاخص های زندگی در آمریکا، جیب هایش را پر از سنگ می کند تا زودتر غرق شود!

- شهروند انگلیسی: از داخل جیبش یک فندک بیرون می آورد و با زدن یک دکمه، فندک تبدیل به یک قایق موتوری می شود. بعدها یکی از مسئولین اعلام می کند که او یک جاسوس معروف به اسم جیمز باند بوده است.

- شهروند روشنفکر: بیانیه ای با عنوان «پارادایم های پوزیتیویسم برای عبور از شرایط گذارِ غرق شدگی به ساحل امن ثبات» را به دو زبان آلمانی و فرانسوی می نویسد و آن را با صدای بلند برای مردم می خواند.

- شهروند دانشجو: با نشان دادن کارت دانشجویی میتواند جلیقه نجات را به نصف قیمت بخرد.

- دوربین صدا و سیما: مناظر زیبایی از دریا و غروب خورشید را نشان می دهد.

- شهروند خانه دار:
 مشغول پختن کتلت است. سپس کتلت ها را با گوجه و سبزی خوردن به صورت ساندویچی، لقمه می کند و به شوهرش می دهد تا در هنگام نجات پیدا کردن گرسنه نماند!

- شهروند سادیسم دار: 
به دروغ اعلام می کند در کابینش تعداد زیادی جلیقه نجات دارد و می خواهد آنها را بفروشد. جماعت زیادی برای خرید جلیقه نجات جلوی کابینش صف می بندند.

- شهروند تازه ازدواج کرده: چندتا از عکس های آتلیه ای عروسی اش را با میخ طویله به دیوار کابینش می کوبد که باعث سوراخ شدن دیواره کشتی و غرق شدن آن می شود.



تاریخ : شنبه 11 خرداد 1392 | 03:39 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی



*ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!








تاریخ : شنبه 11 خرداد 1392 | 03:13 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی


 



گل خشکیده

شعری از "فریدون مشیری"


در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعـــــر، 

تاریخ : سه شنبه 7 خرداد 1392 | 07:28 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی


 



تاریخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی


وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند

وقتی که بزرگتر می شوند پول دارند ولی وقت هدیه خریدن ندارند

... وقتی که پیر می شوند پول دارند، وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند!


بیایید قدر مادرهای خود را بدانیم....






می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که:

پدر تنها قهرمان بود.

                            عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد.

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...

                     بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند.

         تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

                     تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود.

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!










 بنده و خدا


بنده از خدا پرسید :
چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد ؟
 
خدا پاسخ داد : 
 
کودکی شان

این که از کودکی شان زود خسته می شوند و عجله دارند تا بزرگ شوند،بعد دوباره پس از مدتی آرزو می کنند که ای کاش کودک بودند .

این که سلامت خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند 
 
و بعد از مدتی دوباره پول هایشان را می دهند تا  سلامت خود را به دست آورند .
 
این که با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش می کنند 
 
بنابراین نه در حال زندگی میکنند و نه در آینده.

این که به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد 
 
و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

پس از خداوند پرسید : 
 
در مقام پروردگار می خواهی بنده هایت کدام درس های زندگی را بیاموزند ؟

خداوند گفت : 
 
بیاموزند که نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد، تنها کاری که می توانند بکنند این است که  خودشان او را دوست بدارند.

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم هایی عمیق در قلب کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم، اما سال ها طول می کشد تا این زخم ها را التیام بخشیم.
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیازمند است.

بیاموزند انسان هایی هستند که ما را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان رابیان کنند.

بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند اما به همان یک نقطه دو دیدمختلف داشته باشند.

بیاموزند کافی نیست که فقط دیگران را ببخشند بلکه باید بتوانند خود را نیز ببخشند.

پس بنده بار دیگر از خداوند پرسید:
آیا چیز دیگری هست که دوست دارید بنده هایتان بدانند؟

 و خداوند فرمود: 
فقط این که بدانند که من هستم ... همیشه و همه جا.....



تاریخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 | 03:22 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی


در میان مزارهای مطهر شهیدان بهشت زهرا سلام الله علیها ،سنگ مزارهایی را خواهی دید که نامی بر روی آنان حک نشده است.  

در قطعه ۲۴ نزدیک یادمان شهدای ۷۲ تن، مزار مطهر شهیدی ا‌ست که گفته است:

روی سنگ مزارم نامم را ننویسید، زیرا از هزاران شهید گمنامی که بی غسل و کفن و بی تشییع به خاک رفته اند خجالت می کشم اگر خواستید فقط بنویسید


پر کاهی تقدیم به آستانه کبیرالله








تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 09:17 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | *صندوق دوستی*
سلام دوستان بابت تاخیری که داشتیم عذر میخوایم

مدتی به دلایل مختلف نمیشد این وب رو آپ کرد ولی حالا اومدیم با کلی عکسای جالب و دیدنی....

برای دیدنشون بفرمایین ادامه مطلب....

بدو برو عکــــس!

طبقه بندی: عکس، 

تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 | 04:42 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | *صندوق دوستی*

سیگار,بروسلی,مطالب طنز



1.اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافیه یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه عالم می فهمن!



سیگار,بروسلی,مطالب طنز

 


2. موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه، دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.


سیگار,بروسلی,مطالب طنز


 

3. دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مساله خاصی نیست، مساله خاص از اونجا شروع می شه که: سوسکه ناپدید می شه!


سیگار,بروسلی,مطالب طنز

 

4.دوغ قبول!

شیر کاکائو قبول!

آبمیوه پاکتی قبول!

اصلا نوشابه هم قبول!

آب معدنی رو دیگه برا چی تکون میدی؟

همش همونه!



سیگار,بروسلی,مطالب طنز


5. ایندر که ما لگد به بخت خودمون زدیم بروسلی به حریفاش نزد.


سیگار,بروسلی,مطالب طنز


6. سر جلسه امتحان نشستی هرچی تو کلته رو برگه خالی می کنی آخرش نصف صفحه هم پر نمی شه بعد یه نفر بلند می شه می گه آقا یه برگه دیگه بدین جا ندارم. اون لحظه می خوای صندلی رو از پهنا بکنی تو حلقش!


سیگار,بروسلی,مطالب طنز




7. امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم 50000 تومان

یه 10 هزار تومنی داد!

سه تا پنج هزار تومنی داد!

پنج تا دو هزار تومنی داد! پونزده تا هزاری!

یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت، نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلی خودشو کشت 50 تومن منو جور کرد!


سیگار,بروسلی,مطالب طنز

 

8. اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ می خونم خواننده اشتباه میخونه!دقت کردین!؟


سیگار,بروسلی,مطالب طنز


9. الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه، از نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتر از شما بیکار می شینه!

سیگار,بروسلی,مطالب طنز


10. من هر روز، از خونه که بیرون می زنم رو یه کاغذ می نویسم «امروز قراره بمیرم» که اگه احیانا مردم، بگن یارو چقد خفن بوده، می دونسته!…


سیگار,بروسلی,مطالب طنز


11. دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو! دقت کردین!؟


سیگار,بروسلی,مطالب طنز


12. بابای شما هم جلو تلویزیون خوابش می بره بعد تا تلویزیونو خاموش می کنی بیدار می شه میگه چرا خاموشش کردی؟


سیگار,بروسلی,مطالب طنز




حالا بفرمایین ادامه برای خوندن غزلی زیبا و درعین حال خنده دار!

متن طنز

طبقه بندی: متن طنز، 

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 10:44 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | *صندوق دوستی*
سلام بر دوستان گل و عزیزمون....خوبیـــــــــــــــن همه؟؟

دلمون براتون یه ذره شده بود...از اونجایی که الان فریما پیشم نیست و من خودم عکسا رو دیدم و میخوام با نظر خودم 

بذارمشون پس یه عذرخواهی از فریما جونم بابت این موضوع میکنم....آخه رفته سفر بلند مدت معلومم نیست کی برگرده

 پس خودم دست به کار میشم.

شرمنده همه کسایی هستم که تو این مدت اومدن و من نتونستم یه قول خودم عمل کنم و آخر ماه رمضون نتایج رو

اعلام کنم

و اما نتایج....چون تعداد نفراتی که عکس ارسال کردن کم بود من از عکسایی که فرستادن چند تا رو انتخاب کردم اما 

سر قولمون هستیم اوونایی که عکس فرستادن جایزشون یه درخواست از ماست تا انجامش بدیم.

بفـــــــــــــــــــــرمایین ادامه....

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 11 شهریور 1391 | 01:21 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | *صندوق دوستی*

سلام دوستای عزیز

مبینا برای مدت کوتاهی متاسفانه نیست. مشکل لبتابشه دعاکنین لبتابش هرچی سریع تردرست شه البته با گوشیش میاد سربزنه . ممنون میشم اگه شما فعلا مارو بلینکید تا مبیناجون بیاد .



تاریخ : جمعه 20 مرداد 1391 | 07:35 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی

                         در برج ولا مهر جهانتاب علی است

                       در شهر علوم سرمدی باب علی است

                            از اول خلقت جهان تا محشر

                       مظلوم ترین شهید محراب علی است

                                                                                                    

                     انجاکه علی واسطه ی فیض خداست

                      برخیز علی هرکه کند تکیه خطاست

                           بامرعیان کور باطن گوئید 

                  انجا که خدا هست و علی نیست کجاست




طبقه بندی: متن عارفانه، 

تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1391 | 11:46 ب.ظ | نویسنده : فریما و مبینا | صندوق دوستی

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

  • یکتا گستر
  • بند باز
  • فارسی بوک
  • آراسته